تربیت اخلاقی، عوامل بنیادین ، راهکارها
بخش اول(خانواده و وراثت)
نویسنده حجه الاسلام والمسلمین سعید جمشیدی راد(مدرس ادبیات عرب حوزه علمیه اصفهان ، کارشناس ارشد رشته علوم حدیث گرایش تفسیر اثری)
مقدمه
یکی از اهداف متعالی زندگی، تربیت اخلاقی است و سعادت دنیا و آخرت انسان در گرو آن است. اسلام به عنوان مكتب انسان ساز بیشترین عنایت را به تكریم و تعالی خانواده دارد و این نهاد مقدس را كانون تربیت و مهد مودت و از عوامل اصلی سعادت و شقاوت انسان می داند. انسان مسیر تكامل خویش را همراه با تعامل و ارتباط با غیر جستجو میكند و اولین محیطی كه انسان تجربه ارتباط با دیگران را بدست میآورد خانواده است كه اركان آن زن و شوهر هستند.
نوع تعامل میان زن و شوهر و چگونگی تفكر و جهانبینی آنها و اهداف خانواده و برنامهریزی برای تربیت فرزندان تأثیری شگرف بر تربیت اخلاقی فرزندان دارد.این پژوهش به ابعاد و شیوههای مختلف تأثیرگذاری خانواده بر تربیت اخلاقی اعضای خانواده پرداخته است.
1ـ1ـ وراثت
علاوه بر تأثیر نوع رفتار و شیوه تربیت دینی اعضای خانواده، خصوصیات اخلاقی و رفتاری بسیاری از طریق ژن به فرزند به ارث میرسد. موارد مؤثر در این زمینه را در چند جنبه بررسی میشود.
1ـ1ـ1ـ انتخاب همسر
در نهاد انسان همانند سایر موجودات، غریزهی جنسی خلق شده است. انسان برای ارضای صحیح غریزهی جنسی و تكامل روحی و معنوی و حفظ نسل بشر ازدواج میكند. ازدواج باعث تعیین حد و مرز برای روابط شهوانی است و از فروپاشی اخلاقی جامعه جلوگیری میكند و آرامش روانی و آسایش را برای زن و مرد به ارمغان میآورد. از اهداف اصلی ازدواج، تولید نسل است و انتخاب همسر شایسته تأثیر فراوانی در فراهم شدن تربیت اخلاقی فرزندان و انتقال ویژگیهای مثبت از طریق وراثت دارد و بر نحوه تربیت اخلاقی و دینی خانواده مؤثر است. امام صادق (علیه السلام)میفرمایند:
«تزوجوا فی الحجر الصالح فإن العرق دساس: از خاندان صالح و عفیف همسر بگیرید كه نطفه تأثیر گذار است.»(1)
2ـ1ـ1ـ تغذیه و رزق
تغذیه و رزق والدین به طور طبیعی در ویژگیهای جسمی و روحی فرزند تأثیر مقتضی و قابل توجهی دارد. تأثیر ژنها به ارث رسیده در اعضای مختلف بدن فرزند، به طور واضح قابل مشاهده است.
امام صادق(علیه السلام) در مورد فرزندی كه زیبا روست فرمودند: «فقال: ینبغی أن یكون ابوهذا اكل سفرجلا لیله الجماع. یعنی پدر آن كودك پیش از جماع، به خورده است.»(2)
علاوه بر آن حلال یا حرام بودن رزق والدین در ویژگیهای روحی فرزند مؤثر است لقمهی حرام كه از طریق دزدی، ربا، كلاهبرداری و … حاصل میشود، مانع ایجاد مسیری روان در تربیت دینی فرزند است، البته به این معنا نیست كه فرزندی كه از لقمهی حرام نطقهاش منعقد شده یا مال حرام میخورد دیگر روی سعادت را نمیبیند بلكه به این مفهوم است كه در طی مسیر با مشكلات و موانع روحی نظیر بیانگیزگی و عدم اشتیاق و كسالت و … مواجه خواهد شد. خداوند متعال در قرآن كریم خطاب به شیطان میفرماید: «و شاركم فی الاموال و الاولاد یعنی با مردم در اموال و اولاد مشاركت كن»(3)
لقمه حرام از مصادیق مشاركت شیطان در نطفه انسان است. آیت الله مظاهری(حفظه الله) در این مورد میفرمایند: «اگر نطفهی جنین از مال حرام منعقد شود یا مادر در زمان بارداری از مال حرام تغذیه كند زمینه شقاوت در نهاد فرزند هموار میشود.»(4)
از طرفی نوع تغذیه هم در وراثت و تربیت كودك مهم است بطوریكه تغذیه متفاوت، در صفات اخلاق فرزند هم مؤثر است و پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله)میفرمایند: «… لا تأكل نفساء یوم تلد الرطب فیكون غلاما الا كان حلیما…. زن حامله روز زایمان رطب نمیخورد مگر آنكه فرزندش حلیم(صبور) گردد.»(5)
و امام علی بنموسیالرضا (علیه السلام)میفرمایند: «اطعموحبالكم اللبان فأن یكن فی بطنها غلام خرج ذكی القلب عالما شجاعا…. به زنان حامله اللبان (كندر) بدهید كه اگر فرزندش پسر شود دارای قلبی صاف و عالم و شجاع میشود.» (6)
لذا والدین باید بدانند كه فعالیت شغلی و شیوهی سبك درآمدشان ابعاد جسمی و روحی خود آنها و نیز فرزندشان را تغییر میدهد و از این رو تلاش كنند كه همواره به دنبال رزق حلال و طیب باشند.
3ـ1ـ1ـ تأثیر زناشویی بر روحیه دینی و تربیت فرزند
طبق آداب اسلامی زمان، مكان و كیفیت زناشویی والدین در تربیت اخلاقی فرزند دخیل است و این به آن معنا است كه اگر شرایط رعایت شود راه بر تربیت دینی و گرایش فرزندان به معنویت هموارتر است و در صورت غفلت موانعی پیش خواهد آمد كه فرزند را با مشكلاتی برای طی این مسیر مواجه خواهد كرد. رسول الله (صلی الله علیه و آله)در سفارش به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)میفرمایند:
«… یا علی لا تجامع امرأتك فی الیله الفطر فأنه اذا قضی بینكما ولد لم یكن ذلك الولد الاكثیر الشر… یا علی اذا حملت امراتك فلا تجامعها الا و انت علی وضوء فأنه أن قضی بینهما ولد یكون اعمی القلب بخیل الید… یا علی لا تجامع اهلك علی سقوف البنیان فأنه أن قضی بینكما یكون منافقا مرائیا مبتوعا…. ای علی در شب فطر مجامعت نكن كه فرزندت كثیر الشر خواهد شد…. در بین اذان و اقامه مجامعت نكن كه فرزندت حریص بر خونریزی میگردد…. بدون وضو با زن حامله مجامعت نكن كه فرزندت كوردل و خسیس میشود…. و بر پشت بام مجامعت نكن كه فرزندت منافق و ریا كار و اهل بدعت خواهد شد….» (7)
روایاتی زیادی از نوع روابط زناشویی وارد شده كه نشانگر اهمیت رعایت این موضوع میباشد كه چه بسا بسیاری از والدین در خانوادهها اطلاعات چندانی در این زمینه ندارند و بخشی از مشكلات تربیتی فرزندان ، ناشی از همین عدم آگاهی است.
2ـ1ـ تربیت خانوادگی
خانواده مؤثرترین عامل در ساختن بنیانهای فكری اخلاقی فرزند است و میتواند استعدادهای درونی و بالقوه كودك را شكوفا سازد. والدین باید فرزند را برای ورود به صحنههای زندگی و پذیرش مسئولیت آماده كرده و در نهاد او ارزش های اخلاقی را به صورت ملكه درآورند. آرامش درونی خانواده و میزان دانش والدین نسبت به امور تربیتی و آگاهی به وظایف شرعی و عرفی، محیطی مطمئن برای تربیت فرزندان را به فراهم می آورد. بسیاری از ضعفهای اخلاقی و رفتاری فرزندان،معلول نوع عملكرد والدین در به كارگیری شیوهی تربیتی نادرست و یا عدم آگاهی در این امور است. تربیت از وظایف سنگین و حساس والدین نسبت به فرزندان است و خانواده به عنوان كانون دائمی برای تربیت و حمایت از فرزندان از ابتدای زندگی تا تشكیل خانواده، زمینههای تربیت و آموزش و حمایت عاطفی را به ارمغان میآورد.در این فصل سعی شده ابعاد مختلف تأثیر نهاد خانواده از جنبه تربیت اخلاق دینی در فرزندان بررسی شود.
1ـ2ـ1ـ دعا
حقیقت دعا، برقراری ارتباط آگاهانه بین مخلوق با خالق خویش است و انسان خواهشهای خویش را با معبودش در میان میگذارد و از او استمداد میگیرد كه برترین صلاح را در زندگی او جاری سازد البته باید تلاش شود شرایط استجابت دعا نظیر صدقه، طهارت، روبه قبله بودن، اعتماد به قدرت الهی داشتن، حسن ظن به خدا، دعای دسته جمعی، تقدیم صلوات بر پیامبر (صلی الله علیه و آله)و آل بیت ایشان (علیهم السلام) و …. فراهم و موانعی همچون رزق و لقمهحرام …. برطرف شود.
با توجه به جایگاه دعا، والدین باید فرزندانی صالح، را از خالق خویش تمنا كنند. با تاملی در آیات قرآن كریم در مییابیم كه دعا در تربیت دینی فرزند و زمینهی صالح بودن او، عاملی مهم است. به عنوان نمونه می توان به آیاتی از قرآن در تاثیر دعا اشاره کرد مانند آیه شریفه «…اصلح لی فی ذریتی….» اصلاح ایجاد كن در فرزندانم.(8) و در آیهی دیگر «رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی ربنا و تقبل دعا، خدایا از اقامه كنندگان صلاه و قرارم ده و نیز از نسلم و قبول كن دعا را»(9) ونیزدر آیه «… فلما اتقلت دعوا الله ربهما لئن آتیتنا صالحا لنكونن من الشاكرین فلما أتهما صالحا جعلا له شركاء فیها أتهما»(10) هنگامیكه زن حامله شد زن و مرد به خدا دعا كردند كه خدایا اگر به ما فرزندی صالحی ببخشی یقینا شاكر خواهیم بود. پس هنگامیكه به آنها فرزند صالح داد برای خداوند شریكانی قائل میشوند.
در آیات فوق و به خصوص در این آیه اخیر به وضوح می توان به خوبی آثار دعا والدین استجابت دعای ایشان را در مورد فرزند صالح دید . لذا بر عهدهی والدین است كه برای داشتن فرزندی مؤمن از خداوند متعال و اهل البیت (علیهم السلام) مدد بجویند.
2ـ2ـ1ـ نقش خانواده در تربیت اخلاقی و معنوی
در تعالیم اسلامی خانواده نسبت به فرزند، وظایف و مسئولیتها مهمی برعهده دارد. فرزند در هر خانواده از حقوقی برخوردار است كه انجام وظایف خانواده در رعایت این حقوق گامی مؤثر در تربیت دینی فرزند دارد. امام سجاد(علیه السلام)میفرمایند:
«… و اما حق فرزندت توجه به این امر است كه او از تو میباشد و در چند روز این دنیا خیر و شرش وابسته به تو است و بدانی كه یقینا از جمله وظایفی كه بر عهده ات گذاشته شده از قبیل: تربیت نیكو، راهنمایی به سوی پروردگارش، یاری و مساعدتش در طاعت خدا، در باره خود و او مسئول میباشی و در این تكلیف به ثواب میرسی یا مجازات میگردی… و در تربیتش آن طور بكوش كه نزد پروردگارش در آنچه بین تو و اوست معذور باشی…»(11)
بنابراینهمانطور كه والدین باید صفات اخلاقی را خودشان كسب كنند و رذایل را از خود دور كنند ، باید صفات معنوی و اخلاقی را در نهاد فرزند پرورش دهند و نسبت به رفع رذایل اخلاقی در فرزند كوشا باشند.
3ـ2ـ1ـ ادب و حسن نامگذاری
در تعالیم دینی ما حتی نامگذاری فرزند در تربیت او مؤثر است ، والدین باید با انتخاب نام زیبا برای احترام به فرزند و پرورش دینی او اقدام نمایند. پیامبر (صلی الله علیه و آله)میفرمایند:
«حق الولد علی والده ان یحسن اسمه و ادبه یعنی از حقوق فرزند بر والدین این است كه نام خوبی برای او تعیین كنند و به نیكی ادبش کنند.»(12)
4ـ2ـ1ـ قرآن آموزی و تعلیم احادیث به فرزندان
قرآن برترین كتاب آسمانی است و آنچه بشر برای تعالی دنیوی و اخروی به آن نیازمند بوده، ارائه داده است. قواعد قرآن و احادیث تمام زوایای تربیتی انسان را شامل میشود. والدین باید تلاش كافی را برای آشنایی فرزندان با قرآن كریم و احادیث معصومین علیهم السلام به كار گیرند.
قلب فرزند همچون زمین زراعی است كه بذرهای مختلفی میتواند در آن قرار گیرد، اگر والدین تعالیم اسلامی را در آن بكارند منتظر شكوفایی استعدادهای معنوی و الهی فرزند خویش هستند در غیراینصورت زمین، خالی نخواهد ماند، بلكه شیاطین جن و انس آن را پر كرده، فرزند را به ضلالت خواهند كشاند، اگر فطرت دین خواهی فرزند با تعالیم اسلامی رشد نكند این استعداد در جهت هواهای نفسانی و گمراهی حركت می كند .
امام صادق (علیه السلام)میفرمایند:
«بادروا اولادكم بالحدیث قبل أن یسبقكم الیهم المرجئه … یعنی مبادرت كنید كه به فرزندان خود احادیث ما را یاد دهید قل از آنكه مرجئه ( یکی از گروه های منحرف ) بر شما سبقت گیرند.» (13)
5ـ2ـ1ـ گفتار والدین، رفتار عملی آنها
سبك زندگی خانوادگی نیازمند آموزش است و والدین باید ابتدا خود، بر اساس اصول تربیتی رفتار کنند و آن را به فرزندان انتقال دهند. آموزش اصول اعتقادی، احكام و توجه اعضای خانواده به اصول اخلاقی احترام، محبت، صداقت، رفاقت، گذشت، بخشش و … موجب فراهم شدن زمینه اخلاق عملی فرزند میگردد. البته باید توجه داشت علاوه بر گفتار، عمل والدین بیشترین تأثیرات را در نفس فرزندان دارد. امام صادق (علیه السلام) می فرمایند:
«كونوا دعاه للناس بغیر السنتكم لیروا منكم الورع و الاجتهاد و الصلوه و الخیر فأن ذلك داعیه … یعنی دعوت كننده مردم با علمهایتان باشید تا از شما تقوی و تلاش و نماز و خیر ببینند پس اینها دعوت كننده هستند.» (14)
توجه به زمانبندی تربیت فرزند بسیار مهم و حیاتی است. هر دورهای از زندگی فرزند شرایط تربیتی و آموزشی خاص خود را دارد. به عنوان مثال نمیتوان نسبت به فرزندی با سن 7 سالگی توقع فهم استدلالهای فلسفی وجود خدا راداشت یا از او توقع داشت كه هیچ خطایی در گفتار یا رفتار نداشته باشد. سن فرزند، دختر یا پسر بودن او، توانایی جسمانی او، شخصیت او و … در آموزش به او قابل توجه است. به عنوان نمونه در سنین کودکی آموزش در قالب های پر هیچان، نشاط آفرین و جذاب نظیر طرح مسئله در قالب معما گویی،بازی، داستان، شعر، فیلم آموزشی، جایزه و …ارائه شود .امام صادق (علیه السلام)میفرمایند:
«الغلام یلعب سبع سنین و یتعلم الكتاب سبع سنین و یتعلم الحلال و الحرام سبعین سنین…. یعنی فرند 7 سال بازی میكند و 7 سال بعدی قرآن را فرا میگیرد و هفت سال حلال و حرام را میآموزد.»(15)
این روایت نشان میدهد كه در تربیت دینی زمانبندی و برنامهریزی بر اساس شرایط سنی و جنسی فرزند مهم است. امام صادق (صلی الله علیه و آله)میفرمایند:
«أذا بلغ الغلام ثلاث سنین یقال له قل لا اله الا الله سبع مرات ثم یثرك حتی بتم له ثلاث سنین و سبعه اشهر و عشرون بوما فیقال له قل محمد رسول الله سبع مرات… یعنی وقتی پسر بچه به سه سالگی رسید به او میگویند بگو لا اله الا الله تا هفت مرتبه و بعد او را به حال خود میگذارند تا اینكه سه سال و هفت ماه و بیست روز از سن او بگذرد آنگاه به او میگویند بگو محمد رسول الله تا هفت مرتبه… »(16)
3ـ1ـ هدف گذاری و برنامه ریزی
خدای متعال اهدافی متعالی برای خلقت قرار داده است. خانوده باید به گونهای برنامهریزی كند كه مسیر زندگی فرزندان در جهت دستیابی به آن اهداف قرار گیرد خداوند متعال در آیه كریمه: «ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»(17) هدف خلقت جن و انس را عبادت خویش بیان میدارد. لذا برای نیل به سعادت دنیا و آخرت ضمن تعیین ومرور مداوم اهداف باید برنامه ریزی کاملی توسط والدین و خانواده صورت گیرد که به برخی از آنها اشاره خواهد شد.
1ـ3ـ1ـ درون سازی تفكر، تقویت مسئولیت پذیری و اعتماد به نفس
تفكر مقدمهی آگاهی بر راههای مختلف زندگی و یادگیری انتخاب درست و تصمیمات متقن است و عقل و خرد انسان را به تكامل میرساند. تفكر، زمینهساز اعتلای انسان و قوهی ممیز، بین انسان با سایر مخلوقات است، بسیاری تصمیمات اختیاری انسان براساس نوع و شیوهی تفكر او است. شیوهی تفكر مناسب، نیازمند مطالعه در علم منطق و فلسفه میباشد. شیوه تفكر صحیح مانع انحرافات اخلاقی و اعتقادی در فرد و اجتماع است.
تفكر نوعی ارزیابی نسبت به گذشته، حال و آینده را ایجاد كرده و هدف گذاری زندگی را هموار میسازد. در قرآن کریم تفكر در عالم خلقت، در نفس خود و در تاریخ مورد سفارش است تا انسان با ادراك ارتباط بین خود و عالم وجود، به ترسیم هدف و برنامهریزی دقیقی برای زندگی اقدام كند. لذا خود والدین ابتدا باید با تفكر در تمام موضوعات كوچك و بزرگ زندگی، نسبت به آثار جانبی آن، هدفها، راهكارها و مشكلات آن بیندیشند و این الگوی رفتاری را به صورت عملی به فرزندان ارائه دهند و آنان را به تفكر در موضوعات مختلف تشویق نمایند. ایجاد فرهنگ مطالعه و بحث و گفتگو در قرآن، كتب اخلاقی ، علمی میتواند راهكاری مناسب در جهت ایجاد روحیه تفكر در فرزندان باشد.
نتیجهی شكلگیری روحیه تفكر در فرزند ایجاد حس مسئولیت و دوری از بطالت و بی هدفی است. مقدمهی مسئولیت پذیری ایجاد اعتماد به نفس در فرزند به عنوان موجودی مستقل و تكلیف مدار كه میتواند منشأ اموری مهم و پذیرنده مسئولیتهای مختلف فردی و اجتماعی باشد. افراد دارای اعتماد به نفس برای پذیرش مسئولیت ها در خود احساس تردید نمیكنند و از انجام امور طفره نمیروند.
«… مقصود از اعتماد به نفس این است كه هر انسانی در انجام وظایف خود قیام كند و بداند پشتكار داری و جدیت او، امیدواری و صحت عمل او، مایه پیشرفت و موفقیت اوست.»(18)
به تدریج فرزند باید بتواند هدف صحیح و برنامه برای رسیدن به آن داشته باشد و اعمال را خودش به طور مستقل انجام دهد و با روحیهی خود كنترلی دقیق و همراهی والدین به انجام تكالیف بپردازد. برای ایجاد روحیه استقلال و اعتماد به نفس در فرزند باید اموری كوچك مثل خریدن نان، بستن بند كفش، وضو گرفتن، تمیز كردن اتاق، نماز خواندن، روزهی كوتاه مدت چند ساعته در سالهای قبل از تكلیف و … با تشویق او و احترام به شخصیت او به عنوان مسئولیت او قرار داده شود. باید اشتباهات او را گوشزد و تصحیح نمود و در موفقیت ها، او را تشویق نمود البته اموری منظور است كه در حد توان اوست . در صورت انجام موفق آن احساس سربلندی و عزت نفس و استقلال در فرزند به وجود میآورد و اشتیاق به انجام اموری سنگینتر را در وجود او، افزون میكند.
فرزند را مورد تكریم و تشویق قرار دهند تا روحیهی لجاجت و پاسخگویی تند و یا روحیهی انزوا و گوشهگیری در او رخت برمیبندد. تمسخر و نق زدنهای مداوم، توهین به شخصیت او بوده و به مرور زمان لجاجت یا انزوای او را در پی دارد هنگامی كه فرزند در خود احساس كرامت و احترام نمود روابط با سایرین از جمله پدر و مادر را بر اساس احترام به تصمیمات و الگوگیری از صفات پسندیده بنا میكند و نگران قضاوتهای مردم نباشد و در راه سعادت معنوی خود به انجام اعمال با نیت صحیح اقدام كند. ابعاد استقلال و مستولیت پذیری روندی تكاملی و تدریجی دارد و از مراتب بسیار كوچك شروع شده و به تدریج رشد مییابد و این مسئولیت جنبههای مختلفی دارد كه شامل امور معنوی، مادی، جسمانی، فردی و اجتماعی است، یعنی فرزند نسبت به تأمین معاش زندگی و امور معنوی و اجتماعی و… حس مسئولیت كند .آیت الله مظاهری زید عزه در این زمینه میفرمایند:
«مسئولیت جوانان، آن را به چهار قسمت تقسیم میكنیم… 1ـ مسئولیت جسمانی، 2ـ مسئولیت روحی، 3ـ مسئولیت اجتماعی، 4ـ مسئولیت عبودیت و بندگی»(19)
2ـ3ـ1ـ دنیا طلبی یا آخرت خواهی، تعارض بین اعتقاد و عمل
خانواده ای مسلمان هدف نهایی را دستیابی به سعادت ابدی قرار میدهند. در این مسیر تمام ابزارهای مادی و معنوی خانواده را به عنوان ابزاری برای رسیدن به آن هدف تلقی میكند، البته که از مواهب ولذات خدادادی باید بهره جست ولی دنیا در نظر آنها مزرعهای برای برداشت نهایی آخرت است. دنیا هدف اصلی آنها نیست دنیا فرصتی مناسب برای اوجگیری روحی اوست و تنها هدف نیست.
«در اسلام نسبت دنیا به آخرت، همچون بذر محصول است. در این بینش، وابستگی به دنیا نفی شده و به همان اندازه اعراض (رویگردانی) از دنیا نیز مذموم تلقی شده است.»(20)
در مقابل، والدین دنیا خواه قرار دارند که تمام تلاش خود را صرف بهرهمندی بیشتر از مواهب دنیوی و جسمی مبذول میدارند. این والدین ناخواسته یا خواسته همین تفكر و مسیر زندگی را در وجود فرزندان خویش نهادینه میكنند و تشویق و تنبیه آنها و ارزشگزاری برای فرزند تنها در گرو میزان ترقی فرزند در دنیا تعریف می شود.
گاهی در برخی خانوادههایی با جهانبینی الهی مشاهده می شود كه والدین در عرصهی عمل، بسیار متفاوت با عرصهی علم و اعتقادات خویش قدم بر میدارند به عنوان مثال حسادت و رقابت فامیلی در نوع تأمین جهیزیه، در میزان تعیین مهریه، در شغل و تحصیل فرزندان، رشته تحصیلی، محلهی زندگی، وسعت منزل، تجملات در وسایل زندگی، تفریحات ناسالم و… از رفتار های مخرب تربیتی قلمداد می شود.
فرزندان در چنین خانوادههایی با تعارض واضح مواجه میشوند از یك سو دعوت به الهیات و آخرت خواهی صورت میگیرد و از سویی میل به دنیا زدگی و دنیا طلبی در آنها بارور میشود و دنیا طلبی بخشی از آرمان زندگی فرزندان خواهد بود. كه منجر به نفاق و ریا و سطحی نگری در زمینه امور دینی خواهد شد. والدین باید توان خود را به كارگیرند كه اعتقادات و باورهای خود را در زندگی جامهی عمل بپوشانند .
3ـ3ـ1ـ فرهنگ مصرف گرایی، فرهنگ كار و شكرگزاری
همانطور كه فقر مانع رشد بسیاری از استعدادهای انسانی میشود و در برخی موارد افق آرزوهایانسان را كاهش میدهد ، به همان اندازه رفاه زدگی و مصرف گرایی در فرزندان بسیاری از جنبههای متعالی وجود او را تحت الشعاع قرار می دهد، اسراف و بیهوده هزینه كردن جنبه خرد ورزی فرزندان را ضعیف میكند و كاهلی و سستی را به دنبال دارد كه منجر به عدم به كارگیری اندیشه و تفكر در امور زندگی میشود، چنین افرادی معمولا خود برترین و پرتوقع از زندگی و جامعه هستند به طوریكه نه تنها مسئولیتی احساس نمی كنند بلكه كاملا خود در حد ارضای تمایلات بی حد و حصر طلبكار میشمارند ، بسیاری از والدین تلاش زیادی برای تأمین رفاه زندگی و آسایش فرزندان و رفع كمبودها بكار میبرند غافل از اینكه گاهی همین احساس كمبودها باعث ایجاد انگیزه برای پر كردن خلأ زندگی از طریق بكارگیری اندیشه و تدبیر است.
«والدینی كه به دنبال تربیت فرزندان هستند باید ایام فراغت و بیكاری فرزندان را در رشتهی مورد علاقه و متناسب با استعداد به كار و فعالیت وادار كنند. كار سازنده خیال، سازنده عقل و فكر، سازنده دل و قلب و به طور كلی سازنده و تربیت كننده انسان است. یكی دیگر از فوائد كار، مسئله حفظ شخصیت و حیثیت و استقلال است.»(21)
كار از مؤثرترین ابزارهای ایجاد عادت نظم در امور مختلف زندگی فردی و اجتماعی است. كار مقدمات بردوش گرفتن مسئولیتهای سنگین همسری و پدر و مادری بودن را فراهم میآورد. نتیجهی این میوه تربیت والدین، فرزندی با اعتماد به نفس و اراده بالا، متكی به خود و كوشا و در راه دستیابی به اهداف پیش رویش است. آدمی قبل از پرداختن به حرفهای خاص، شناخت دقیقی از استعدادهای وجودی خویش ندارد در حین كار انسان آگاه میشود كه ظرفیت وجودی او در مسیر چه حرفهای به كمال خواهد رسید. انسان باید در مسیر استعداد و علایق خویش كار انتخاب كند تا بتواند در كار خلاقیت و ابتكار بروز دهد و از روزمرگی و تكرار و بی حوصلگی نجات یابد. فرزند در این كار و فعالیت با محیط واقعی اجتماعی كه لزوما به دنبال رفع نیازهای او و احترام و تكریم به خواستههای او نیست تعامل مییابد و محدودیت خواستههای خویش را در مییابد و تعادلی در بین توقعات و واقعیتها ایجاد خواهد كرد او در ارتباط با خانوادهی خویش، احساس محبت بیشتری درك خواهد كرد و توقعات نامعقول را كاهش خواهد داد چرا كه میبیند كه مهربانترین و كم توقعترین افراد در كنار او، خانوادهی او هستند كه برای آسایش خاطر او بدون توقع همواره در تلاش هستند و روحیهی شكر گذاری از نعمتهای الهی در او تقویت می شود.
4ـ3ـ1ـ لزوم محبت ورزی، اعتدال در محبت
فرزند همانگونه كه به وسایل زندگی مادی نیازمند است به محبت و ابراز علاقه نیاز دارد. محبت كردن باعث می شود بسیاری از سجایای اخلاقی فرزند از قوه به فعلیت برسد، كودكانی كه طعم شیرین محبت را چشیده باشند در خود احساس كمبود و حقارت نمیكنند پیامبر (صلی الله علیه و آله)میفرمایند: «به اطفال خود مهربانی كنید.»(22)
بسیاری از عواقب سوء اجتماعی، ریشه در فقدان و كمبود محبت در دوران كودكی در خانواده دارد. انس و الفت در خانه به سبب محبت ایجاد میشود و فرزندان باید در كانون خانواده از محبت سیراب شوند، تا در سراب محبتهای دروغین خارج از خانه گرفتار نگردند. فرزندی كه خود طعم محبت را چشیده در آینده پدر مهربان و با محبت یا مادری دلسوز با گذشت خواهد بود. والدین به واسطهی محبت به فرزند دل و جان او را آماده دریافت نصیحتها و راهكارهای زندگی میكنند. زندگی بدون محبت انگیزهی تلاش در افراد را از بین میبرد. احساس محبت و صمیمیت در خانواده تحمل ناهموادیهای زندگی را آسان میكند. در خانواده بدون محبت، احساس ترس و اضطراب در میان اعضای خانواده وجود دارد، والدین باید تلاش جدی برای افزایش محبت و عطوفت انجام دهند باید گشاده رویی را سرلوحهی گفتار و تماس خود با فرزندان قرار دهند و با سپاسگذاری و تشكر و هدیه دادن به دلیل فعالیتهای شایستهی فرزندان باعث ایجاد فضای محبتآمیز در خانواده گردند و فرزند تشویق میشود مسئولیتها و وظایف و اخلاقیات را بیشتر رعایت كند و جذب اخلاق نیكوی والدین میگردد و سعی میكند قدردان این محبتها و عطوفتها گردد .ابزار محبت، ابزاری بزرگ برای انتقال حس مهربانی است و باعث جلب اعتماد فرزند به والدین میشود اعتماد، ریشهی یادگیری دقیق و عامل استمرار آن است كودكان و نوجوانانی كه به والدین خود اعتماد دارند و والدین را صالح و نیكوكار میدانند به اخلاق و رفتار آنان تأسی میكنند. فقر محبت، انسان را به سوی رذایل اخلاقی سوق میدهد، عواطف انسانی در وجود این افراد تجلی ندارد و رأفت و رحمت كمتری بروز میدهند، در مناسبات اجتماعی و خانوادگی احساس رحم و شفقت كمتری دارند و نسبت به مسائل با پرخاشگری و بی عاطفگی برخورد میكنند و در تعارض بین منافع خود و دیگران، خود را ترجیح میدهند.
از آنجا كه افراط و تبریط در هر امری ناپسند است باید به آفات افراط در محبت بپردازیم ابتدا به ذكر كلامی از شهید آیت الله مطهری(ره) میپردازیم. ایشان میفرمایند:
«اینجا محبت، محبت عاقلانه و منطقی است كه مساوی با مصلحت است …. یا محبت ظاهری یعنی كاری كردن كه طرف خوشش بیاید متفاوت است.»(23)
یكی از موارد افراط در توجه به محبت به فرزند جامعهی عمل پوشاندن به خواستههای فرزندان بدون توجه به اینكه مصلحت او هست یا خیر، در اینجا اگر از باب محبت به او با خواستههایش موافقت شود به اعمال خلاف او مشروعیت داده شده است و روحیهی هنجار شكنی نفس او را شعله ور خواهد كرد و او را موجودی خود پسند و پرتوقع بارخواهد آورد. محبت زیاد شبیه آب زیادی كشتزار، قلب انسان را كه قابلیت رشد و ارتقاء دارد غرق میكند. كودكانی با محبت زیاد و بدون حد و مرز كودكانی توط والدین، زود رنج و خود محور بار میآیند كه از عهدهی انجام وظایف زندگی و اجتماعی برنمیآیند و با برخورد با ناملایمات زندگی و شكستهای احتمالی، احساس حقارت و یأس به آها دست میدهد . اگر والدین به تقاضای مكرر او محبت و احساسی كه به او دارند پاسخ دهند تافرزند اصرار و گریه یا قهر نكند در این صورت او را عادت میدهند كه برای رسیدن به خواستههای نامعقول خود میتواند از رأفت والدین خود سوء استفاده كند. آیتالله مظاهری(حفظه الله)میفرمایند:
«اگر افراط در محبت كردید نسبت به بچهتان، لوس و ننر بار میآید، از خود راضی بار میآید… توقعات بی جا از دیگران دارند توقعاتشان برآورده نمیشود خواه ناخواه عضو زائدی تحویل جامعه داده میشود.» (24)
5ـ3ـ1ـ موعظه، استدلال، ایجاد عادت
تبیین موضوع و ایجاد روحیه اطاعت و ارزش مداری در ذهن فرزند نیازمند ارائه راه و عمل صحیح توسط والدین است. یكی از شیوهها در فهماندن نیکی وبدی ، موعظه و نصیحت به فرزند است. موعظه سبب دور شدن از غفلتها و جهلها است و باعث میشود كه نفس خواب فرزند بیدار و او را نسبت به كشف حقایق و وظایف كنجكاو می کند، موعظه در بطن خود مهربانی و عطوفت را به همراه دارد و نشانهی علاقه و توجه به عاقبت فرزند از سوی والدین و خانواده است، والدین باید نسبت به فرزندان خود خیرخواهی كرده آنها را نصیحت نمایند و فرزند نیز باید محبت و علاقهی والدین به ارشاد او واكنش مثبت و پذیرا داشته باشد. جناب آقای محمد تقی فلسفی میفرمایند:
«والدین و مربیان عادل هستند كه میتوانند به طفل نصایح بیطرفانه بدهند و آنها را انسانی كامل بارآورند…. به اطفال عشقی خواهند داشت كه كوركورانه نیست و برای آنها سرچشمهی واقعی زندگی خواهد گشت.» (25)
البته نصیحت و موعظه لوازمی دارد كه بدون توجه به این لوازم ممكن است نتیجهی كاملی ندهد یا اینكه اثر معكوس داشته باشد، والدین باید خودشان به آنچه میگویند عامل باشند تا فرزند الگوی رفتاری آنها را به طور ملموس مشاهده كند و آن عمل را نقض یا غیر قابل عمل تلقی نكند. با نرمی و مدارا، لجاجت احتمالی فرزند را كاهش دهند.
نصیحت و موعظه در حالت تنهایی و بدون حضور در جمع صورت گیرد كه به غرور شخصیت فرزند آسیب واردنشود و خود والدین در موضوعی كه موعظه میكنند اطلاعات كافی و جامع داشته باشند كه احیانا با غرض هدایت باعث گمراهی فرزند خویش نشوند و بتوانند در صورت سؤالهای متداول و وجود شبهات در اعضای خانواده و فرزند پاسخ شایسته و قابل فهم ارائه دهند. ارتباط مستمر باكارشناسان تربیتی ومطالعه کتب تربیتی می تواند راهگشا باشد .والدین تا آنجایی كه امكان دارد و آسیب به روحیه تعبد فرزند نمیزند استدلالها و دلایل الگوی رفتاری و مورد موعظه را به فرزندان ارائه كنند تا فرزند این موعظهها را صرفا تحكم و امر و نهی نپندارد بلكه روحیه حقیقت جویی او با دلالیل متقن، پاسخ داده شده و با اطمینان بیشتری اعمال را انجام دهد.
شرط اساسی در تأثیر موعظه و نصیحت، تكرار آن است كه اگر موعظه با حالات مختلف و در قالب موضوعات متفاوت در نهاد فرزند رسوخ كند به طور ناخودآگاه فرد را وادار به انجام امور خیر و فكر خیر میكند و او را از بدیها باز میدارد. تكرار تعلیم را سادهتر میكند و فرزند راحتتر و سریعتر یاد میگیرد. تكرار قولی و فعلی در فضایل اخلاقی و مداومت والدین در نهی از امور بد و عدم انجام آن توسط خود والدین باعث ایجاد عادت در خوبیها و ترك پلیدیها در فرزند میگردد.
البته منظور این نیست كه فرزندان تمام افعال رابر اساس عادت انجام دهند بلكه والدین باید با بیان مبانی انجام اخلاقی و گفتگوی مداوم با فرزندان وارائه استدلاله ای قابل فهم آنان، انجام فعلی را كه بر آن عادت ایجاد شده است برای فرزندان خوشایند سازند و به قوهی عقل و خرد اوبرای انتخاب این فعل اخلاقی كمك كنند و عادت زمینه مساعد را برای انجام فعل نیكو در فرزند تقویت میكند كه اگر انتخاب درستی داشته باشد به راحتی بدون وجود مانع، گرایش به انجام فعل داشته باشد یعنی ایجاد عادت اخلاقی در فرزند میل به پلیدیها را در او كاهش داده و قوهی مقاومت در امور شر در نهاد فرزند بارور میكند و او به سمت خوبیها بیش از بدیها گرایش دارد پس هنگام تصمیم به فعل خیر، مقاومتی در انجام آن در نهاد او وجود ندارد .
«عادت نوعی ارتباط است كه میان انسان و رفتاری خاص براثر تكرار و ممارست به وجود میآید تا بدان جا كه در طبع راسخ شده و به صورت ملكه درآید.» (26)
6ـ3ـ1ـ تحسین، تنبیه، تغافل و مدارا
تشویق یعنی تحسین انجام فعل خوب و تنبیه به معنی واكنش مناسب نسبت به افعال بد فرزند است واز شیوه های مؤثر در تربیت فرزند میباشد. اگر فرزند از خود لیاقت و شایستگی در كاری انجام داد باید از او قدردانی كرد و او را مورد تشویق قرار داد. تشویق با ایجاد روحیه و انگیزه، اعتماد به نفس فرزند رابرای به كارگیری تمام توان خود در انجام وظایف و مسئولیتها و فعالیتهای افزایش میدهد، تشویق حس شیرین به شهد رسیدن تلاش و احساس رضایتمندی و شخصیت را ایجاد میكند و در درون او اهمیت این فعل خیر را بالا میبرد تا دفعات بیشتر و با كیفیت بالاتری آن را انجام دهد. فرزند احساس میكند كه اعضای خانواده قدر شناس تلاشهای او هستند. افراط در تشویق حس غرور و تكبر در فرد ایجاد میكند كه رذیلهای اخلاقی است و برای از بین بردن آن تلاش مضاعف لازم است پس اعتدال در تشویق مهم است. تفریط در تشویق و تنبیه هم جایز نیست بطوریكه نسبت به افعال نیك فرزند بی تفاوت باشند و فرزند تفاوتی در واكنش والدین و اعضای خانواده به افعال نیك وبد خود نبیند. هرگاه فرزند با تلاش بتواند كاری نسبتا مهم در محدودهی سنی و استعدادی خود بروزدهد باید مورد تشویق قرار گیرد. فرزندانی كه در افعال خوب مورد تشویق والدین خود نباشند دچار احساس حقارت و پستی شده و اعتماد به نفس آنها كاهش پیدا میكند و در نتیجه در مراحل بعدی زندگی منفعل و كم رو خواهند بود و تشویق سبب میگردد استعدادهای نهفته آنان بارور شود و چه بسا به دلیل عدم تشویق برخی استعدادهای وجودی او تا آخر عمر خاموش بماند.
فرزند لذت سرشاری از تشویق میبرد و سراسر وجود او غرق در شادی و احساسات خوش است و انسان همواره در زندگی به این امر نیاز دارد كه در كنار مشكلات و موانع زندگی حالات خوش معنوی و اخلاقی داشته باشد و در آرامش به سر ببرد و این آرامش خاطر خود باعث تصمیم گیریهای درست و منطقی در مسیر حیات او میگردد. یكی از تمایلات فطری انسان كه از دوران كودكی آشكار میشود و تا پایان عمر باقی میماند میل به ستایش و تحسین دیگران است.
«هر كودك و بزرگسالی متوقع است در مقابل موفقیتی كه نصیبش میشود مورد تحصین و تمجید دوستان و اطرافیان خود واقع شود.» (27)
والدین باید جلوی خطاهای فرزند یا تجاوز از قوانین عرفی و شرعی را بگیرند که در صورت کوتاهی، به عادت او تبدیل شده و شكستن عادت كاری سخت و مشكل است. فرزند در مقابل اعمال خطا و گناه خود باید مورد مؤاخذه قرار گیرد كه فرزند قبح كار خویش را متوجه میشود و در صدد اصلاح آن برمیآید حتی تنبیه تا جایی است كه برای برخی گناهان حد شرعی قرار داده شدهاند، نفس آدمی از ترس مجازات به سمت گناه و طغیان پیش نمیرود.
باید دانست كه مؤاخذه غیر عاقله و بیش از نیاز اثرات بسیار مخرب است و تأثیر سوء بر شخصیت فرزند میگذارد پس والدین نباید تحت تأثیر خشم و غضب، تنبیه را به منزله انتقام قلمداد كنند زیرا تنبیه بیش از حد، سبب شكست روحی فرزند میگردد. تنبیه بیش از اندازه فقط شرایط فعلی رفتاری را ساكت میكند ولی انگیزههای عمل شر رابه صورت خاموش و نهفته باقی میگذارد. مؤاخذه سخت، روحیهی ترس و عدم خود باوری و فشارهای روحی و عصبی در ذهن فرزند به بار میآورد. روایتی در این رابطه ذكر كنیم
«فردی گوید نزد امام ابوالحسن موسی كاظم علیه السلام از فرزندم شكایت كردم فرمود: لا تضر به و اهجره و لا تطل. یعنی او را نزن بلكه از او دوری نما (و قهر كن) ولی این را نیز طول مده» (28)
پس افراط در مؤاخذه و تنبیه اثرات سختی در سعادت فرزند به دنبال خواهد داشت باید دانست كه هدف از تنبیه ابعاد تحول مثبت و در مسیر صحیح قرار گرفتن فرزندان باید دید كار خطا و گناه از روی عمد وسركشی بوده یا از روی جهل،اگر از روی عمد بوده با تذكر مشفقانه و استدلال و توضیح زیانهای طغیان و خطا او را هشیار كرد، شاید حتی نیاز نباشد كه به صورت مستقیم با او صحبت نمود بلكه در ضمن جمع و نصایح كلی به جمع همان مطلب را بیان نمود. ملامت و سرزنش های پی در پی تأثیری پایدار نخواهد داشت فقط مخفی كاری و حس تنفر و سردرگمی و عصبیت را افزایش خواهد داد در این زمینه مطلبی از كتاب خانواده و تحول نوشته رضا فرهادیان در تربیت نقل میكنیم:
«والدین باید با اجتناب از عكس العمل شدید و برخورد خشونت آمیز و بدون تفكر، مانع استفاده كودكان از عواطف خود برای رسیدن به خواستههای نامعلوم و نادرست خود شوند.» (29)
و بهترین شیوه، تنبیهی است كه جلوی چشم دیگران نباشد تا شخصیت و كرامت فرزند حفظ شود. امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرمایند: «زیاده روی در سرزنش، آتش لجاجت را شعله ور میسازد.»(30)
والدین باید میزان استعداد و توانایی فرزند خویش را بدانند و بعد مسئولیت از او طلب كنند یا توقع انجام عمل صحیح داشته باشند به عنوان نمونه تنبیه كودك 6 ساله به دلیل اینكه هنوز قرائت نماز او به طور صحیح نیست یا مؤاخذه كودك به دلیل نمره پایین بدون توجه به علل آن یا تنبیه در اموری که فرزند آگاهی کافی در خوب وبد بودن رفتار ندارد ،بی مورد و مخرب است .
روایتی از امام علی (علیهم السلام)در كتاب شریف وسایل الشیعه آمده كه فرمودند:
«أدنی الأنكاره آن تلقی اهل المعاصی بوجه مُكَفَره یعنی كمترین برخورد با اهل عصیان و گناه این است كه با صورتهای درهم كشیده شده با آنها مواجه شد.»(31)
قهر كوتاه مدت، محرومیت كوتاه مدت از مسائل و امكانات مورد علاقهی فرزند، توبیخ یا تهدید متناسب با میزان قبح فعل بد و … راهكارهای مساعدی برای تنبیه تلقی میشوند و تنبیه باید از روی دلسوزی و علاج درد رخ دهد.
عفو و گذشت نیز از راهكارهای اصلی برخورد با لغزش و گناه است و چشم پوشی از خطای دیگران امری ارزشمند است. عفو و بخشش جلوگیری از كینه میكند و محبت و اعتماد را جلب میكند و تأثیر زیاد در وحدت و همگرایی اعضای خانواده دارد و فرزند با روحیه بخشش والدین خود را متعلق به خانواده احساس میكند انسانها در مسیر زندگی امكان خطاها و لغزشهای بیشماری دارند كه با كسب تجارب زیاد میزان آنها كمتر میشود والدین باید در این مسیر نسبت به خطاهای فرزند عفو و تغافل را پیشه سازند اگر پشت سرهم و پی در پی خطاهای فرزند گوش زد شود عیب جویی و اختلاف جزء فرهنگ خانواده خواهد شد و صمیمیت و محیط آسایش خانواده به محیط مضطرب،سوء ظن و سرزنش تبدیل خواهد شد. سرزنش مداوم حس مقاومت و موضعگیری را در فرزند رشد میدهد سختگیری و بی توجهی به شخصیت فرزند امری مذموم و ناپسند است. سیرهی اهل البیت علیهم السلام هم بر گذشت و عفو استوار بوده است پیامبر(صلی الله علیه و آله)میفرمایند:
«مُرو تنا اهل البیت الغفو عمن ظلمنا و اعطاء من حرمنا یعنی مروت و جوانمردی ما اهل البیت در آن است كه از كسانیكه به ما ستم میكنند در میگذریم و به كسانی كه ما را محروم ساختهاند بخشش نماییم.»(32)
اعضای خانواده سعی کنند روش خطا پوشی و تغافل در مواجه با خطاهای فرزندان را به کار گیرند یعنی خود را به غفلت بزنند كه گویا اصلا خطای فرزند را ندیدهاند این روش امكان پشیمانی را در نهاد فرزند فراهم میآورد در مقابل اگر سرزنش مداوم شود فرزند فكر میكند كه دیگر ارزشی نزد والدین خود ندارد، دیگر لغزش را زشت نمیداند چون خود را فرزند حقیری میداند و به ارتكاب كار بدی عادت میكند والدین باید با صبر و حوصله، در مقابل آزارهای فرزندان مهربانی به خرج دهند. دنباله عفو آرامش خانواده است بدیها را نباید دید و از آنها باید عبور كرد و گذشتها و یادآوری اعمال بد و خطای گذشته فرزند را رها كنند. عفو، تربیتی غیر مستقیم ولی بسیار مؤثر است. آیت اله العظمی مظاهری در مورد عفو میفرمایند:
«عفو … سه مرتبه دارد. مرتبهی اولش این است كه انسان بدی را میبیند اما به خاطر خدا یا انسانیت از آن در میگذرد. مرتبه دوم… این است كه انسان برسد به جایی كه اصلا بدی را نبیند… باید صفح داشته باشد…. مرتبه سوم عفو(33)…. قرآن میفرماید «یدرؤن بالحسنه السیئه یعنی وقتی بدی كردند شما خوبی كنید.»»(34)
والدین تلاش کنند در امور تربیتی سعه صدر داشته و صبر پیشه كنند و دریا دل باشند سعهی صدر والدین استعدادهای درونی فرزند را به تدریج به فضیلت میرساند هرگز نباید فعالیت بیرون از منزل حوصلهی والدین را برای تربیت فرزند و بر خورد كریمانه با او از بین ببرد والدین نباید از امور جزئی ناراحت شوند و اخلاقشان تغییر كند.
متانت در گفتار و رفتار والدین امری ضروری است، نمیتوان با عصبانیت و پرخاش حرف خود را بر فرزند تحمیل كرد با متانت و سعه صدر تفهیم به فرزند و میزان تأثیر گذاری افزایش مییابد،
«معنای سادهی شرح صدر، دریادل بودن است و اینكه انسان بتواند مشكلات و ناملایمات را در خود هضم كند، همانطور كه دریا، آب كثیف را در خود هضم میكند و از آن آب، آلوده و كدر نمیشود.» (35)
7ـ3ـ2ـ1ـ خانواده تعاملی، اهل گفتگو و نقد پذیر
خانواده موفق، خانوادهای است كه محیطی گرم و سرشار از احساسات به آن حاكم باشد. اعضای خانواده باید به راحتی در موضوعات مختلف نظرات و مشكلات خویش را بیان كنند. در اثر گسترش ارتباط با پیرامون خود و رشد عقلانی، سؤالاتی به ذهن فرزندان خطور میكند و با توجه به شرایط محیطی و تحولات زندگی برای اخذ تصمیمات بزرگ تمایل پرسش و برقراری ارتباط و اظهار نظر دارند.
همانطور كه با گفتار ارتباط برقرار میشود شنیدن هم در برقراری ارتباط مؤثر است. هنگامی كه اعضای خانواده سخن میگویند با گوش فرا دادن به سخنان یكدیگر مطاب جدیدی مواجه میشوند كه شاید اصلا از آنهاخبر نداشتهاند یا نسبت به آنها غافل و كم توجه بودهاند. گوش دادن و توجه نمودن به گفتار طرف مقابل باعث احترام به شخصیت او است، والدین و اعضای خانواده باید شیوهی تعاملی گفتن و شنیدن را تمرین كنند و فقط به جانب گفتن اكتفا نكنند مثلا اگر فرزند خبر یا داستان یا مطلبی را میگوید كه والدین اطلاع دارند باید چنان گوش دهند كه فرزند گمان كند كه نمیدانند و نسبت به سخنان فرزند، تحمل و صبوری به خرج دهند و كلام را پاره نكنند كه او رنجیده خواهد شد. خانواده نسبت به فرزند، نباید خود را عاقلتر نشان دهد یا خودش را صاحب فهم بداند كه دیگر نیازی به شنیدن ندارد و نباید میان سخن فرزند، اعضای دیگر خانواده صحبت كنند، اینكار موجب فرزند دلسردی میشود و احساس میكند والدین به سخنان و خواستههای او بی اهمیت هستند. سخن گفتن گاهی فقط جنبه تخلیهی روانی دارد در اینجا هنر گوش كردن میتواند با ایجاد حس همنوایی و همدردی ، آرامش خاطر فرزندان بسیار مؤثر واقع شود و تحمل و سختیها او برایش ساده شود.
باید توجه كرد كه خود فرزند یا والدین هم در حین سخن تا آنجا كه ممكن است از پرحرفیهای ملال آور و بی ارتباط بپرهیزند زیرا اگرچه برخی موارد سخن گفتن شیرین است ولی ممكن است برای طرف مقابل رنج آور و خسته كننده باشد پس شرایط را بسنجد و میزان تحمل طرف مقابل و میزان علاقهی او و شرایط روحی و جسمی او را لحاظ كند كه در موقع سردرگمی و اضطراب با او زیاد سخن نگوید. اعضای خانواده نهایت درجه احترام به سخنان هم گوش فرا دهند اینكار باعث فهم دقیق احساسات، افكار،نیازها و خواستهها و علایق طرف مقابل است. والدین باید حالت دفاعی را در مواجه با اظهار نظر فرزندان كنار گذاشته و فرزند با احساس صمیمیت خود را داخل خانواده و تحت حمایت خانواده میبیند و مسائل زندگی خویش را با آنها در میان میگذارد و از برخی آفات درد دل و بیان نظرات و همدردی در محیط بیرون از خانواده مصون بماند.
خوب گوش دادن والدین باعث میشود كه درك مناسبی ازموضع و افكار فرزند یافته و به تبع آن تصمیمات مطابق با واقع بگیرند. آنها با این روحیه، وجود حقیقی فرزند را جلوی چشمان خود میبیند و روش صحیحی برای رشد و اصلاح افكار و گفتار او به كار گیرند. در غیر اینصورت ممكن است فرزندان مشكلات، روحیات و افكار خویش را از والدین مخفی كرده و باعث میگرد والدین در حالیكه در كنار فرزند خویش هستند نسبت به او بیگانه باشند. دكتر سید جواد مصطفوی میفرمایند:
«… سخن نمایانگر شخصیت انسان است، هركسی با سخن گفتنش ماهیت وجودی و شخصیت واقعی خود را اظهار میكند بنابراین سخن چهره و رخسار گوینده است كه ماهیت او را مینمایاند، پس كسی كه در میان سخن دیگری وارد شود و نگذارد سخن او تمام شود،چهره شخصیت او را خراش داده و لكه دار كرده است.» (36)
انسان به واسطهی حب به نفس، گاها متوجه نقایص و عیبهای اخلاقی و رفتاری خود نمیگردد، بیگمان اعضای خانواده نزدیكترین افراد نسبت به هم هستند و كمالات و نقایص یكدیگر را كاملا تشخیص میدهند البته این موارد به مفهوم تجسس و ریز بینی در امور یكدیگر نیست .البته به دلیل جلوگیری از انحراف و دوری از مسیری صحیح، والدین باید نسبت به رفتار فرزندان حساس باشند تا بتوانند از ایجاد خوی رفتاری صحیح در فرزند جلوگیری كنند را در مسیر سعادت قرار دهند و فضای تعاملی در خانواده به وجود آورند. روحیه انتقادپذیری و گفتگو را تقویت كنند و نسبت به آن واكنش منفی نشان ندهند البته در كمال احترام این انتقادها صورت گیرد كه با تخریب شخصیت و لجاجت همراه نشود. اعضای خانواده حتی پدر و مادر نباید خود را مصون از خطا و نقص ببینند و نسبت به انتقاد دید مثبتی داشته باشند، بیان عیب اگر ناشی از غرضی ورزی نباشد محبت و خدمت است و عیب یا انتقادهایی كه اعضای خانواده مطرح میكنند انطباق بیشتری با واقعیت دارد و كمك میكند كه موانع كمال در نفص آدمی تشخیص داده شود و معالجه شود.
یكی از شیوههای تربیتی اهل البیت هم تشویق به انتقاد پذیری بوده است. امام علی(علیه السلام)میفرمایند:
«لیكن اكثرالناس الیك، من اهدی الیك رشدك و كشف لك عن معایبك یعنی برگزیدهترین مردمان در نزد تو باید كسی باشد كه تو را به راه رشد و كمال ببرد و معایبت را برتو آشكار كند.» (37)
لذا والدین با ایجاد فضای تعاملی فرصت آشنایی بیشتر با فرزندان خود و رفع عیوب آنها وخود را فراهم آورند و صمیمیت و رفاقت را برای اعضای خانواده به ارمغان آورند. مهدی نیلی پور در همین ارتباط می گوید:
«یكی از اصول مدیریت خانواده و از راهكارهای مهم استمرار بخشی و یا بازسازی روابط خانوادگی، نشستهای خانوادگی و هنر گفتگو، استنطاق گفتاری و تقویت مهارت شنیدن است. استنطاق یعنی به نطق درآوردن یكدیگر و داشتن مهارت شنیدن، یعنی برای گفتههای فرد مقابل ارزش قائل بودن و توجه كامل و واكنش مناسب از خود نشان دادن.» (38)
در این فضای تعامل اگر انحرافی در فكر یا رفتار دیده شود باید با سنجیدن شرایط نسبت به آن حساس بود و در صدد رفع آن برآمد.
8ـ3ـ1ـ آداب ارتباط
فرزند در معاشرت تبادل محبت و افكار با افراد دیگر توسعهی وجودی پیدا خواهد كرد در این روابط تنوع، آزمونهای مختلفی پیش روی زندگی او قرار میگیرد. در تعامل با دیگران رعایت انصاف، عدالت و مهرورزی و احترام را سرلوحهی كار است. امیر المؤمنین علی (علیه السلام)میفرمایند:
«… فأ حبب لغیرك ما تحب لنفسك و اكره له ما تكره لها… آنچه را برای خود میخواهی برای دیگران بخواه و آنچه را برای خود خوش نمیداری برای دیگران نیز خوش ندار.»(39)
و تا آنجا كه والدین ممكن است شیوهی معاشرت و تعامل با دیگران را به فرزندان بیاموزند و به آنها یاد دهند از بی ادبی، پرخاش، درشتی و پررویی پرهیز كنند. خوشرفتاری به معنای چاپلوسی و كوتاه آمدن از حدود الهی نیست و از بدخلقی و تنگ نظری بپرهیزند.به فرزندان بیاموزند به جان، مال، آبروی مردم احترام نهند به عنوان نمونه از سرعت و بی احتیاطی در رانندگی، شوخیهای فیزیكی بی مورد، و به زحمت انداختن دیگران باید اجتناب شود و غیرت و حریم خصوصی دیگران مراعات شود و آبروی دیگران را آبروی خود بدانند و از غیبت و سخنچینی و سبك كردن و مسخره نمودن و كنایهی بد توهین، القاب زشت و نسبت ناروا و …دوری كنند . والدین باید بكوشند كه آداب معاشرت با دیگران را دربا رفتار عملی خود در وجود فرزند نهادینه كنند و در نشست ها و برخواست ها و رفت و آمدهای فامیلی ویا دوستانه حدود رفتاری مطابق با هنجارها و شرع را رعایت كرده و به فرزندان تعلیم دهند.
خانواده باید بدانند كه در هر معاشرت، تأثیرپذیری و تأثیرگذاری نهفته است همنشینی با فاسقان، قلب را فاسد میكند و از جاده ایمان منحرف خواهد كرد. امام صادق (علیه السلام)فرمود: «با نابكار یار مشو چون از بدكاریش به تو بیاموزد»(40)
بی گمان آزادی امیال شهوانی در تعاملات خانوادگی، نقش مؤثری در انحراف جنسی فرزندان دارد. حضور در مجالسی كه در آن خوردن غذایی حرام، غیبت، تهمت، سوءظن، اختلاط حرام زن و مرد، غنا، رقاصی، چشم و هم چشمی بازی، تمسخر، اهانت، حرص به دنیا، اسراف و تفاخر و تكبر و … تاثیر منفی تربیتی در پی دارد.
9ـ3ـ2ـ1ـ عفاف جنسی خانواده
اسلام ارضای غریزه جنسی را فقط منحصر در ازدواج میداند و والدین خود با برنامهی صحیح سعی كنند كه این میل را در فرزندان كنترل و تعدیل نمایند رابطهی جنسی والدین باید كاملا مخفی و دور از دیدگان و توجه فرزندان صورت گیرد. والدین و اعضای خانواده باید در نوع پوشش و آرایش دقت كافی را به خرج دهند و جلوی تحریک جنسی فرزندان را بگیرند. والدین باید نوع تغذیه و سبك زندگی خود را بر كاهش تحریك قرار دهند. در خانواده از عناصر مهیج نظیر ماهواره و…پرهیز نمایند و به حدود شرعی ارتباط محرم و نامحرم را عمل نمایند و آموزش صحیح ونظارت کافی در استفاده فرزندان از وسایل ارتباطی موبایل، فضای مجازی و … داشته باشند .
خانواده سعی کنند ،شرایط ازدواج سازنده و شایسته را برای فرزندان فراهم آورند وملاک های صحیح همسر گزینی را به آنها آموزش دهند و موانع غیر ضروری نظیر رسوم اضافی جهیزیه و مهریهی سنگین و…را رفع کنند و در مراحل مختلف تشکیل خانواده وبعد ازآن ، پیوسته همراه ودر کنارآنان باشد تا فرزندان ازدو اجی راحت وعاقلانه و توأم با سعادت داشته باشند.
«زناشویی در اسلام برای زن و مرد امری مقدس است، از این بابت كه نیمی از دین آنان را حفظ میكند و از معصیت جلوگیری مینماید. در اسلام، عمل زناشویی موجب تعامل معنوی و پاداش اخروی است.(41) »
نتیجه
خانواده با شناخت راهكارهای تربیت ، باید برای تربیت دینی و تزكیه نفس فرزندان، هدف گذاری کرده و با برنامهریزی صحیح و استقامت در مسیر، تحقق این اهدا را دنبال نماید. در این مسیر از دعا،نیایش و توسل به اهل البیت (علیهم السلام) بهره گیرد و با ابزارهای محبت، تكریم، موعظه، عادت، استدلال، تشویق، تنبه، مدارا، تغافل و … راه رشد معنوی فرزندان را هموار سازد و با ایجاد فضای صمیمیت و نقدپذیری، نقصانها و موانع احتمالی در مسیر كمال را برطرف نمایند و مقدمات تربیت اخلاقی فرندان را فراهم آورد.
منابع
-
رضي الدين طبرسي، مكارم الاخلاق، ترجمه سيد ابراهيم ميرباقري، جلد اول، چاپ دوم، تهران، ناشر، فراهاني 1365، ص 376
-
همان کتاب، ص 328
-
سوره اسراء (17) آيه 24
-
حسين مظاهري، خانواده در اسلام، چاپ نوزدهم، قم، انتشارات شفق، 1387، ص 158
-
محمدباقر كمرهاي، آسمان و جهان ترجمه كتاب السماء و العالم، بحارالانوار، جلد 9،چاپ اول، تهران، اسلاميه، 1351، ص295
-
همان ص 217
-
محمدبن علي بن حسين، ابن بابويه،شيخ صدوق، امال، ترجمه محمدباقر كمرهاي، چاپ ششم، تهران، انتشارات اسلاميه، 1376 هجري شمسي، ص 569ـ568
-
سوره احقاف (46) آيه 15
-
سوره ابراهيم (14) آيه 40
-
سوره اعراف (7) آيه 190ـ 189
-
ابن شعبه حراتي، تحف العقول عن آل الرسول (ص)، ترجمه جعفري، چاپ اول، تهران، انتشارات اسلاميه، 1380 شمسي، ص 243
-
محمد تقي فلسفي،الحديث، روايات تربيتي، جلد اول چاپ چهارم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1368، ص297
-
[1] عليرضا صابري يزدي، الحكم الزهره ترجمه محمد رضا انصاري محلاتي، چاپ دوم، قم، سازمان تبليغات اسلامي، 1375 شمسي، ص 267
-
محمدبن بعقوب بن اسحاق كليني، اصول كافي،ترجمه سيد جواد مصطفوي، جلد سوم، چاپ اول، تهران، كتابفروشي اسلاميه، 1371، ص 164
-
احمد آشتياني، ظرائف الحكم يا اندرزهاي ممتاز، جلد 2، چاپ سوم، تهران، كتابخانه صدوق، 1362 ، ص 117
-
محمدبن علي بن حسين ابن بابويه شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ترجمه علي اكبر غفاري، جلد اول، چاپ اول، تهران، نشر صدوق، 1367، ص 427
-
سوره ذاريات (51) ، آيه 56
-
فلسفي، محمدتقي، كودك از نظر وراثت و تربيت، جلد دوم، چاپ هجدهم،تهران، هيئت نشر معارف اسلامي، 1362، ص 294 ـ 293
-
حسين مظاهري، اخلاق و جوان، جلد اول، چاپ چهارم، قم، انتشارات شفق، 1387، ص 89
-
محمدرضا شرفي، تربيت اسلامي با تأكيد بر ديدگاههاي امام خميني (ره)، چاپ دوم، تهران، نشر پنجره، 1381، ص 46ـ45
-
مرتضي مطهري، مجموعهي آثار، جلد 22، چاپ پنجم، تهران، انتشارات صدرا، 1380، ص 424ـ 423
-
محمدبن علي بن حسين ابن بابويه، شيخ صدوق، عيون اخبار رضا (ع)، ترجمه حميدرضا مستفيد،علي اكبر غفاري، جلد اول، چاپ اول، تهران، نشر صدوق، 1372، ص 597
-
مرتضي مطهري، همان كتاب ص 746
-
حسين مظاهري، تربيت فرزند از نظر اسلام، چاپ هفتم،تهران، چاپ و نشر بين الملل، 1386، ص 137
-
فلسفي، محمدتقي، همان كتاب، ص132
-
محمد حسين رحيميان، محمد تقي رهبر، آيين تزكيه، قم، چاپ اول، بوستان كتاب قم، 1380، ص233
-
محمد تقي فلسفي، همان كتاب، ص 342
-
حسين غفاري ساروي، آيين نيايش و بندگي، چاپ اول، قم، بنياد معارف اسلامي، 1375 شمسي، ص 146
-
رضا فرهاديان، خانواده و تحول در تربيت، چاپ دوم، قم، انتشارات مسجدمقدس جمكران، 1387، ص 103
-
محمد محمدي ري شهري، حكمت نامه كودك، مترجم عباس پسنديده، قم، مؤسسه علمي فرهنگي دارالحديث، 1385، ص200
-
محمد بن حسين بن علي بن حسين، حر عاملي،تفصيل وسائل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه،جلد 16 چاپ اول، قم، ناشر آل البيت، 1409قمري، ص 143
-
سيد محمد حسين طباطبائي، سنن النبي صلي الله عليه و آله، مترجم محمد هادي فقهي، چاپ هفتم، تهران، ناشر كتاب فروش اسلاميه، 1378، ص 59
-
حسين مظاهري، اخلاق در خانه، جلد اول، چاپ پانزدهم، قم، نشر اخلاق، 1389، ص 375
-
سوره القصص (28) ، آيه 54
-
حسين مظاهري، جهاد با نفس، جلد سوم،چاپ هشتم، قم، انتشارات فدك فاطمي، 1383، ص 222
-
سيدجواد مصطفوي، بهشت خانواده، جلد اول، چاپ بيست و يكم، مشهد، انتشارات هاتف مشهد مقدس 1387، ص 142
-
اخوان حكيمي، الحياه، مترجم احمد آرام، جلد اول، چاپ پنجم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1380، ص 325
-
مهدي نيليپور، مديريت خانواده،جلد سوم، چاپ چهارم، اصفهان، ناشر مرغ سليمان 1388، ص 48
-
سيد ابوالحسن محمد الرضي بن الحسن الموسوي، نهج البلاغه، ترجمه سيد جعفر شهيدي،چاپ چهاردهم، تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1378، ص301
-
محمد باقر كمرهاي، آداب معاشرت، جلد اول، چاپ سوم، تهران،نشر اسلاميه، 1386، ص 122
-
نعمت اله يوسفيان،مديريت زن در خانواده، چاپ دوم، قم، انتشارات زمزم هدايت،1387، ص 53
















